تبليغاتX
The Mute Philosopher


من بی صدا اشک می ریختم. رفیقم گفت: حس دختری رو دارم که بهش تجاوز شده...

ما برای عوض کردن حکومت نیومده بودیم، ما برای از بین بردن خصومت اومده بودیم...

این جمله مدام تو گوشم زنگ می زنه.

+ نوشته شده در  جمعه 5 تیر1388ساعت 11:13 AM  توسط مصطفی مرتضوی  |