



چه قدر خوش تیپ بودند این دو مرد در سال هایی که فرعون زمانه شان بودند . و نه تنها خدا را بنده نبودند بلکه ادعای « انا ربکم الاعلا » ی شان گوش فلک را کر کرده بود . یادت هست آن سبیل های تر و تمیز صدام حسین را که ابهتی بی زوال به او می داد ؟ آن چهره شش تیغ و موهای آب و شانه کرده و چشم های پر نفوذ سال های نه چندان دور کارادزیچ را در این عکس می بینی ؟
حالا آن مسلمان آدم کش! زیر خروارها خاک خفته است و این آدمک مسلمان کش برای این که شناخته نشود رنگ عوض کرده است و خود را به هیبتی جدید در آورده است . هر چند شناختندش و دادگاهی اش کردند و تا چند ماه دیگر او هم زیر خروارها خاک خواهد خفت .
زمانه چه می کند با این دیکتاتورها ؟! وقتی که بر اسب سرکش قدرت سوار بودند و می تاختند و هر چه دل کوچکشان می خواست به سر مردم می آوردند حتی لحظه ای فکر نمی کردند که روزی مجبور شوند برای ناشناخته ماندن و دو روز بیشتر زندگی کردن ٬ صورتکشان را زیر خروارها ریش پنهان کنند ٬ و یا برای چند ماه در چاله یا دخمه ای تاریک مخفی شوند . آن روزهایی که صدام ٬ صد دام ... نه ... هزاران دام برای مردم سرزمینم ٬ سرزمینش و سرزمین های دیگر پهن کرده بود و آدم قصابی می کرد ٬ حتی در خواب هم نمی دید روزی سرش بالای دار برود و در هنگامه جان کندن از ترس ٬ خودش را خیس بکند .
باور کن دنیا خیلی کوچک است برادر! اگر امروز سوار روزگار بودیم فردا روزگار سوار ما خواهد بود . اگر امروز قهقهه های مستانه سر دادیم فردا به حتم نوبت هق هق جانانه مان می رسد .باور کن ما آدم ها آن قدر کوچکیم که حقارت خود را زیر لوای قدرتی دو روزه پنهان می کنیم . باور کن آن قدر ضعیفیم که قدرتمندترین مان در روزهای زنده بودن ٬ درست لحظه ای پس از مرگ این گونه مثل این عکس صدام تبدیل به موجودی بی دفاع و حقیر می شود .
کجایی برادر ؟ با تو ام ! با تو که فکر می کنی نماینده خدایی و دم از نیابت خورشید می زنی ! با تو که درست به همین دلیل ساده مخالفانت را شکنجه می کنی و بالای دارشان می بری . باور کن که فرعون ، نه ادعای نماینده خدایی ٬ که ادعای خدایی می کرد . باور کن که هیتلر پاک بود در ذهن خودش ! باور کن دوستت دارم ! می ترسم از این که روزی به این روز بیفتی ! می ترسم از این که روزی مجبور شوی برای ناشناخته ماندن و دو روز بیشتر زندگی کردن تغییر چهره بدهی و چندین ماه در چاله یا دخمه ای زندگی کنی و دست آخر با حقارت تمام دستگیر شوی و بالای دار ٬ خودت را خیس بکنی .
تو را به خدا ٬ تو را به آن کسی که نیابتش را در دل داری قسم ات می دهم برادر ٬ دیگر بس است ! ساتورت را غلاف کن !